السيد محمد حسين الطهراني

103

معاد شناسى (فارسى)

اهل بهشتند ؛ غاية الامر از يك درِ خاصّ به بهشت ميروند و آنان هم درجه و هم مقام با شيعه نيستند . و نيز در « خصال » با سند خود از جابر از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : قَالَ : أَحْسِنُوا الظَّنَّ بِاللهِ ، وَ اعْلَمُوا أَنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ ، عَرْضُ كُلِّ بَابٍ مِنْهَا مَسِيرَةُ أَرْبَعِينَ سَنَةً ! « 1 » « فرمود : گمان و پندار خود را به خدا نيكو كنيد ، و بدانيد كه براى بهشت هشت در است ، و عرض هر درى به اندازهء مسير چهل سال راه است ! » و در « أمالى » صدوق از أنس بن مالك روايت كرده است كه چون پسرى از صحابى كبير و شريف : عُثمان بن مَظعون وفات كرد ، غصّه و اندوه او شدّت يافت ، تا جائى كه در خانهء خود براى محلّ عبادت مسجدى قرار داد تا در آنجا به عبادت مشغول شود . اين داستان به رسول الله رسيد ، و حضرت به نزد او آمدند و گفتند : اى عثمان ! خداوند براى ما رهبانيّت را ننوشته است ، و رهبانيّت امّت من در جهاد فى سبيل الله است . اى عثمان بن مظعون ! از براى بهشت هشت در است ، و از براى جهنّم هفت در . آيا تو را خوشحال نمىكند اينكه از درى از آن وارد نشوى مگر اينكه پسر خودت را در پهلو و كنارت ببينى كه دست به دامن تو زده است و خود را شفيع تو بسوى پروردگارت قرار ميدهد ! ؟

--> ( 1 ) همان مصدر ، ص 408